ديگه دوستت ندارم
سلام دوباره اومدم اومدم بنویسم نه برای تنهایی خودم بلکه برای تنهایی جامعه چه كسي پاسخگوست ؟؟؟ مافیای فساد امارات، با راه اندازی سایتی اقدام به تبلیغ برای دختران ایرانی کرده است که سن اکثر آنها بین 15 تا 18 سال است. در این سایت، علاوه بر نام و سن این دختران، عکس رنگی نیز از هر کدام از آنها گنجانده شده است تا مشتریان عرب آنها، با دید بهتری به انتخاب بپردازند. قیمت های اعلام شده برای تصاحب هر کدام از این دختران نیز بنا به سن و زیبایی آنها بر مبنای درهم در این سایت اعلام شده است. دارم از تو نگات ميرم دارم با غصه هات ميرم دارم با حرف خاموشت با بغض خنده هات ميرم كي مي دونه كجا مي رم ؟ كي مي دونه چرا ميرم ؟ كي مي دونه پرم اما چه سرد و بي صدا مي رم؟ دل من نازنينم باز تنهايي چه كرده با توكه با من نمي ايي؟ چرا دادي خودت رو دست روياهات چرا افسوس خوردي واسه فرداهات دل من نازنينم دست از او بردار شكستي با غرور چشم هاي او به يادش ار دل من خسته شد جانم تمامش كن فقط باقيست در من ياد چشم او همين را هم حرامش كن حرامش كن نمي خواهم دگر ان چشم افسون كار نمي خواهم برو دست از سرم بردار دگر خوابي درون چشم هايت نيست جز اشكي كه نمي ريزد بگو چه از خودت باقيست ؟ شدي غمگين و سرد و خسته و تنها غرورت گشته دست اويز انسان ها بيا با من اگر سنگي اگر خاكي خدارا مي دمت سوگند بيا با من هنوز هم عاشقي ...پاكي دل من نازنينم باز تنهايي... چه كرده با توكه با من نمي ايي....؟ اه البته اين بار ماهم رفتيم قاطي خروسا ماهی نماده زندگیه........ چه تو یه رودخونه... چه تو یه رود..... چه تو یه دریا..... چه تو یه چهارچوبه تعریف شده به نام تنگ..... ماهی همیشه نماده زندگیه.... اصالت..... ماهی همیشه اصالت زنده بودن رو حفظ میکنه! ماهی باش.....حتی تو تنگ قلب من..... خب..... گل..... چه فایده..... تو که تعبیر گلها رو نمیدونی...... همه رو محکوم به مردن میکنی...... ولی..... من......... یادم میمونه منت چند تا گل رو کشیدم تا رو دستای تو تاب بیارن ..... حیف که هیچ وقت اونها رو از پشت پنجره بر نمیداری وگرنه متوجه میشدی که..... هیچ وقت چشماشون پائیزی نمیشه اينونزاشتم كه بگم دوستش دارم اينو گذاشتم كه يه يادگاري باشه براي اون ***من هنوز عاشقتم***
مي نويسم براي تو اي كه از من دور شده اي بخوان
و باور كن. هم براي تو مي نويسم هم براي قلبم. تعجب
نكن كه ديگه واسه چي به قلبم آخه قلب من هميشه
با توست اول تو اي دل من بس است ديگر تا كي دلخوشي
با جملاتي چون به عشق تو اسيرم براي تو مي ميرم
هرگز نرود ياد تو از دل من مگر آنروز كه در خاك
شود منزل من و.... نه ديگر اين جملات نمي تواند مرحمي
باشد بر دل زخم خورده ام. جملاتي كه در نگاه اول پر از
احساس ولي در باطن .... و اينك تو اي نامهربان:شبها
چشم هايت براي من مي گريست و روزها منتظر نگاه من
( واسه جور شدنش اين تيكه رو گفتم ) ولي امروز فقط
براي فريب دادن بيدار مي شوند ابروانت چون كمندي بود
ولي امروز فقط براي ساز مخالف زدن به كار مي رود
لبانت هميشه آهنگ عشق سر مي دادولي امروز نغمه ي
جدائي قلبت را نگو كه خانه ي عشق بود مهربان بود
پر از مهروصفاولي امروز تكه سنگي بيش نيست دستانت
كه در سردترين لحظاتم تنها اميد دهنده و گرمابخش
وجودم بود امروز در سرد ترين لحظاتم يادم نمي كند
چه رسد.....نه ديگر امروز نه ترانه اي مي خواهم نه
شاخه گلي براي دلخوشيم آخه عشق كه تو اين زمونه
معنايي نداره نه ديگه نمي خواهم از من كدن التماس يا
كه توصيف كنندمرا همچون گل ياس.....
نه ديگر عاشق شدن كار بيهوده اي است نه ديگر عاشق
نمي شوم ساده ام ديوانه نمي شوم ديوانه شدم ليلي نمي شوم
ليلي شوم مجنون نمي خواهم . ولي نميدانم چرا نمي شود عاشق
نشد. به هر حال نوشتم و در پايان مي نويم اي كه خواندي
حرفهاي دلم را من هنوز عاشقتــــــــــــــم.........
هنوز عاشقتـــــم... ³nHj STw»j قول بده:چشمانت را به خاطر کسي که مفهوم نگاهت را نمي فهمد گريان نکني.... گريه مي کنم تا تو را در اشکهايم ببينم،اشکهايم را پاک ميکنم تا....کسي تو را نبيند ديگر براي خواندنم ترانه ندارم حتي براي ماندنم بهانه ندارم دستي به سوي آسمان دراز كرده ام اما شكايتي هم از زمانه ندارم ديريست رها شده ام از تمام خويش حال و هواي گريه هاي شبانه ندارم آتش شدم تمام تنم گر گرفته است ليكن براي سوختن زبانه ندارم از دامن تو دست كشيدم تو هم برو بنگر به لب ترانه ي عاشقانه ندارم ديدي جدا شدم از همه ي آنچه داشتم من ميروم با بودن و ماندن ميانه ندارم خيلي سخته كسي رو كه دوست داري يار كسي ديگه باشه خيلي سخته كه بفهمي اوني كه زندگي بود براي تو زده زير همه چيز رفته با ديگرون ديگه گفت: خشکيدن................ از گل پرسيدن عشق چيست؟ گفت: پرپر شدن............. از زمين پرسيدن عشق چيست؟ گفت:لرزيدن................ از اسمون پرسيدن عشق چيست؟ گفت:باريدن............. از انسان پرسيدن عشق چيست؟ ناگهان ندايي از درونش گفت: جدايي دلمو بردي باز از نو ديگه چي مي خواي دارو ندارم مال تو ديگه چي مي خواي بزار تنها بمونم با بي كسيهام برو بزار بسوزم با دلواپسيهام اونم رفت كه بگه دوستم نداره اونم رفت كه ديگه تنهام بزاره اونم رفت بعد اون تنها مي مونم ولي باخاطراتش زنده مي مونم ترانه هام تموم شد بي تو حتي صدام برام تموم شد من موندم بي كسي يه عمر خاطره پيش روت ديگه نمياد اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت اونم تو رو سپرد به دست بي رحم زمونه اونم رفت با تموم خاطرات عاشقونه اونم رفت كه بگه دوستم نداره اونم رفت كه ديگه تنهام بزاره اونم رفت بعد اون تنها مي مونم ولي با خاطراتش زنده مي مونم تقديم به كسي كه رفت منم ديگه فراموشش كردم براي هميشه عاقبت از دست عشق تو خاك كليسا ميشوم مي كشم دست از مسلماني و مسيحا ميشوم انقدر بنشينم در كشتي عشقت روز و شب يا به عشقت ميرسم يا غرق دريا ميشوم 







البته تو اين مدت از تمام دوستان خوبي كه اومدن ومنو ياري دادن ممنونم اميدوارم روزهاي خوبي رو كنار خانواده خوبتان داشته باشين.










![]()

اینان جوانان ایران هستن جوانانی که ملت را ساختن و اگر نباشن هیچکس نیست
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت
3:58 توسط سحر| |
تا حالا فکر کردیم توی این چند سال چی به سر من تو خانوادهامون چی اومده ؟ نه چون هیچ موقع هیچکس توی این خراب شده نتونسته فکر بکنه
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت
3:40 توسط سحر| |
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت
3:25 توسط سحر| |
حراج اينترنتي دختران ایرانی در دوبی به مناسبت نوروز 86
با این همه عرضه از دولت ما چرا الان دختران معصوم ایران باید عدهای در کشورهای بیگانه خودفروشی کننند عدهای هم خود را در دام کراک شیشه بندازن
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت
15:46 توسط سحر| |
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت
14:1 توسط سحر| |
با اجازه اومدم براي خداحافظي
نوشته شده در سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت
16:14 توسط سحر| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت
10:49 توسط سحر|
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت
10:47 توسط سحر|
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت
20:10 توسط سحر|
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت
13:45 توسط سحر| |
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت
13:38 توسط سحر| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت
14:49 توسط سحر|
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت
11:37 توسط سحر|
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت
11:30 توسط سحر| |
از دريا پرسيدن عشق چيست؟
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت
11:21 توسط سحر|
نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت
14:0 توسط سحر| |
نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385ساعت
2:45 توسط سحر| |
نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت
18:27 توسط سحر|

















